4.9
(11)

۱۰ تکنیک کنترل استرس در شرایط بحرانی

هنگامی که شرایط بحرانی مانند یک حادثه ناگهانی، بحران مالی یا رویدادی تکان‌دهنده پیش می‌آید، استرس به‌صورت طبیعی و اجتناب‌ناپذیر به سراغ انسان می‌آید. واکنش استرس در این مواقع همچون زنگ خطری در بدن عمل می‌کند که با ترشح هورمون‌هایی نظیر آدرنالین و کورتیزول ما را برای مقابله با خطر آماده می‌سازد؛ اما از سوی دیگر اگر به درستی مدیریت نشود، می‌تواند آثار مخرب زیادی بر ذهن و جسم بر جای بگذارد. حفظ آرامش در دل بحران آسان نیست، اما مهارتی حیاتی است که به ما امکان می‌دهد تصمیم‌های بهتری بگیریم و از سلامت روان خود محافظت کنیم. در ادامه این مطلب، با ۱۰ تکنیک کاربردی برای کنترل استرس در شرایط بحرانی آشنا می‌شویم؛ تکنیک‌هایی که به شما کمک می‌کنند مانند ناخدایی که در میان توفان سکان را محکم گرفته، بر اضطراب خود مسلط باشید و اوضاع را مدیریت کنید.

فهرست مطالب

10 تکنیک کنترل استرس

۱. تنفس عمیق و آرام‌سازی

نفس عمیق بکشید! این توصیه‌ای ساده اما بسیار موثر است که اغلب توسط روانشناسان و مربیان آرام‌سازی به افراد مضطرب یادآوری می‌شود. هنگام استرس شدید، تنفس ما سطحی و تند می‌شود و این خود سیگنالی به بدن می‌فرستد که خطر در کمین است. در مقابل، تنفس عمیق شکمی می‌تواند به سرعت سیستم عصبی را از حالت هشدار خارج کند. چند دقیقه دم و بازدم آهسته و کنترل‌شده – به این صورت که هوا را از بینی به آرامی به داخل بکشید، چند ثانیه نگه دارید و سپس از دهان کاملاً بیرون دهید – به شکل محسوسی ضربان قلب را کاهش داده و ذهن را آرام می‌کند. به قول تیک نات هان، معلم مدیتیشن: «نفس پل پیونددهنده‌ی جسم و ذهن است؛ هرگاه ذهن‌تان پریشان شد، با تمرکز بر تنفس دوباره زمام آن را به دست بگیرید». تکنیک‌های آرام‌سازی عضلانی نیز در کنار تنفس عمیق کارسازند؛ مثلا می‌توانید عضلات خود را از نوک پا تا صورت برای چند ثانیه منقبض کنید و سپس رها سازید. این روش که به آرام‌سازی پیشرونده عضلات مشهور است، همانند تنفس عمیق نقش «سوپاپ اطمینان» را ایفا می‌کند و تنش‌های انباشته در بدن را تخلیه کرده و شما را به حالت متعادل‌تری بازمی‌گرداند.

۲. تمرکز حواس و ذهن‌آگاهی

در بحبوحه بحران، ذهن انسان به سرعت دچار آشفتگی و پراکندگی می‌شود و افکار منفی مانند امواج خروشان هجوم می‌آورند. مدیتیشن و تمرین‌های ذهن‌آگاهی راهی موثر برای مهار این امواج ذهنی و بازگرداندن تمرکز به لحظه حال هستند. کافی است چند دقیقه چشم‌ها را ببندید و توجه خود را روی یک محرک ساده معطوف کنید: مثلا به آرامی روی نفس‌های خود تمرکز کنید، صدای منظم دم و بازدم را بشنوید و حس جریان هوا را در بینی و ریه‌های خود دنبال کنید. یا می‌توانید از تکنیک‌های زمین‌گیرسازی ذهن بهره ببرید؛ برای نمونه، پنج چیزی را که می‌بینید، چهار چیزی را که می‌شنوید، سه چیزی را که لمس می‌کنید، دو بو و یک مزه را در همان لحظه شناسایی کنید. این تمرین ساده حواس پنج‌گانه، شما را مثل لنگری در لحظه حال نگه می‌دارد و مانع می‌شود افکار هراس‌آور آینده یا گذشته بر شما غلبه کنند. تحقیقات نشان داده‌اند که مدیتیشن و ذهن‌آگاهی با کاهش نشخوار فکری و اضطراب، به آرام‌تر شدن ذهن در شرایط استرس‌زا کمک می‌کنند. حتی تجسم یک فضای امن و دلنشین نیز می‌تواند مفید باشد؛ برای لحظاتی خود را در مکانی آرام‌بخش (مثلاً کنار دریا یا یک باغ سرسبز) تصور کنید و جزئیات دلپذیر آن را در ذهن مجسم کنید. این تصویرسازی ذهنی منجر به انحراف توجه از اضطراب شده و ذهن را موقتاً به پناهگاهی امن می‌برد.

۳. گفت‌وگوی درونی مثبت

در دل بحران، آنچه در ذهن خود به زبان می‌آوریم نقشی تعیین‌کننده در میزان استرس ما دارد. افکار منفی و فاجعه‌آمیز می‌توانند مانند بنزین روی آتش اضطراب عمل کنند؛ بنابراین ضروری است که گفت‌وگوی درونی‌تان را تحت کنترل درآورید و آن را به سمت و سوی مثبتی هدایت کنید. به عبارت دیگر، با خودتان همان‌گونه صحبت کنید که با دوستی در شرایط سخت حرف می‌زنید – دلگرم‌کننده و واقع‌بینانه. برای مثال، به جای اینکه مدام در ذهن تکرار کنید «وای، همه چیز از دست رفت!»، بگویید «اوضاع سخت است، اما می‌توانم قدم‌به‌قدم جلو بروم و حلش کنم». این تغییر لحن از حالت وحشت‌زده به مسئله‌محور، تاثیر قابل توجهی بر واکنش روانی شما دارد. استفاده از عبارات تاکیدی مثبتی نظیر «من آرام و مسلط هستم»، «این وضعیت موقتی است و می‌گذرد» یا حتی ضرب‌المثل معروف «این نیز بگذرد» به شما یادآوری می‌کند که بحران‌ها دائمی نیستند و بالاخره فروکش خواهند کرد. در واقع مثبت‌اندیشی واقع‌گرایانه مانند چراغ امیدی است که در تاریک‌ترین لحظات نیز راه را نشان می‌دهد. با تمرین این رویکرد، ذهن شما به جای وحشت، بر یافتن راه‌حل متمرکز می‌شود و احساس کنترل بیشتری بر اوضاع خواهید داشت.

کنترل استرس
کنترل استرس
حفظ آرامش در دل بحران آسان نیست، اما مهارتی حیاتی است که به ما امکان می‌دهد تصمیم‌های بهتری بگیریم و از سلامت روان خود محافظت کنیم.

۴. فعالیت بدنی و ورزش

در شرایط پراسترس شاید اولین واکنش ما بی‌حرکت ماندن یا قفل شدن در جای خود باشد، اما یکی از بهترین راه‌ها برای کاهش تنش‌های درونی، تکان دادن بدن و ورزش کردن است. انجام فعالیت بدنی با شدت ملایم تا متوسط، نقش موثری در ترشح اندورفین – همان هورمون شادی‌بخش طبیعی بدن – دارد. اندورفین‌ها مانند پادزهر استرس عمل می‌کنند و حس آرامش و بهبود خلق‌وخو را در ما تقویت می‌نمایند. لازم نیست حتماً به سراغ ورزش سنگین یا طولانی بروید؛ اگر وسط یک وضعیت بحرانی هستید، یک پیاده‌روی ۱۰ دقیقه‌ای در هوای آزاد می‌تواند معجزه کند. قدم زدن ریتم تنفس و ضربان قلب را تنظیم می‌کند و با تغییر محیط، ذهن را از فضای پراسترس موقتاً خارج می‌سازد. حتی در محیط بسته نیز می‌توانید کمی حرکات کششی انجام دهید یا نرمش‌های سبک داشته باشید تا تنش عضلانی ناشی از استرس آزاد شود. برای مثال، چرخاندن آرام سر و گردن، بالا انداختن شانه‌ها و سپس رها کردن آنها، یا چند حرکت کششی ساده در محل، به کاهش انقباض‌هایی که هنگام استرس در عضلات ایجاد می‌شوند کمک می‌کند. به علاوه، ورزش منظم بلندمدت نیز سپری در برابر آثار منفی استرس می‌سازد؛ کسانی که در برنامه روزانه یا هفتگی خود جایی برای ورزش دارند، در رویارویی با بحران‌ها ذهنی آرام‌تر و بدنی مقاوم‌تر دارند. پس هر زمان که احساس کردید استرس در حال غلبه کردن است، حتی یک فعالیت بدنی کوتاه را به عنوان دریچه خروج فشار امتحان کنید؛ گاهی یک دویدن سبک یا رقصیدن کوتاه در خلوت، ذهن شما را از افکار منفی پاک کرده و انرژی تازه‌ای به شما می‌بخشد.

۵. تغذیه سالم و پرهیز از عادات مضر

در روزهای سخت و پرتنش، ممکن است توجه به تغذیه آخرین اولویت ما باشد یا برعکس، برای تسکین خود به غذاهای راحت ولی ناسالم روی بیاوریم. اما تغذیه در مدیریت استرس نقشی کلیدی دارد. بدنی که مواد مغذی کافی دریافت نکند، در برابر استرس حساس تر می‌شود و واکنش‌های شدیدتری نشان می‌دهد. سعی کنید حتی در شرایط بحران از اصول تغذیه سالم غافل نشوید: مصرف میوه‌ها و سبزیجات تازه، پروتئین‌های سالم و دانه‌های کامل به تأمین ویتامین‌ها و مواد معدنی ضروری کمک می‌کند و سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌نماید. در مقابل، مصرف بیش از حد کافئین و شکر می‌تواند اضطراب را تشدید کند؛ به عنوان مثال، افراط در قهوه اگرچه ممکن است لحظاتی شما را هشیارتر کند، اما در ادامه تپش قلب و بی‌قراری بیشتری به همراه خواهد داشت. به جای سومین فنجان قهوه، یک دمنوش گیاهی آرام‌بخش یا حتی یک لیوان آب خنک بنوشید. هیدراته نگه داشتن بدن (نوشیدن آب کافی) نیز در دوران استرس اهمیت دارد، چرا که کم‌آبی می‌تواند احساس خستگی و کج‌خلقی را افزایش دهد. همچنین از روی آوردن به عادات مضر مانند سیگار یا الکل برای کاهش استرس بپرهیزید؛ این موارد در کوتاه‌مدت ممکن است آرامش ظاهری ایجاد کنند، اما در بلندمدت تعادل بدن و ذهن را بر هم زده و استرس را عمیق‌تر می‌کنند. به یاد داشته باشید در دل بحران، بدن شما نیازمند مراقبت بیشتری است، پس سوخت مناسب به آن برسانید تا بهتر بتواند شما را از میان طوفان عبور دهد.

۶. ارتباط و حمایت اجتماعی

انسان موجودی اجتماعی است و در سخت‌ترین لحظات زندگی به دیگرانی که تکیه‌گاه عاطفی باشند نیاز دارد. یکی از خطرناک‌ترین واکنش‌ها در شرایط بحرانی، انزوا گزیدن و در خود فرورفتن است. هرچند غریزه اولیه ممکن است ما را به گوشه‌گیری سوق دهد، اما باید آگاهانه با این تمایل مقابله کنیم؛ چرا که تنهایی در بحران، استرس را تشدید می‌کند. صحبت کردن با یک دوست صمیمی یا یکی از اعضای خانواده که به او اعتماد دارید، همچون دریچه اطمینانی برای احساسات عمل می‌کند. وقتی نگرانی‌ها و ترس‌هایتان را با فردی دلسوز در میان می‌گذارید، بار روانی آن‌ها نصف می‌شود و احساس می‌کنید کسی شما را درک می‌کند. به قول معروف، «درد مشترک، نصف شدن دارد» – یعنی همدلی اطرافیان می‌تواند نیمی از بار آلام را از دوش ما بردارد. پس از حمایت اجتماعی غافل نشوید؛ اگر امکانش هست یک شبکه پشتیبان برای خود ایجاد کنید، شبکه‌ای متشکل از چند نفر که در مواقع بحران بتوانید روی صحبت و همفکری‌شان حساب کنید. حتی در شرایط بحرانی گسترده (مثل فجایع طبیعی یا بحران‌های اجتماعی) پیوستن به گروه‌های حمایتی – چه حضوری و چه آنلاین – به شما یادآور می‌شود که در این مسیر تنها نیستید. از سوی دیگر، کمک کردن به دیگران نیز راهی شگفت‌انگیز برای کاهش استرس شخصی است؛ وقتی به اطرافیان خود یاری می‌رسانید، حس مفید بودن و پیوند انسانی در شما تقویت می‌شود و نگرانی‌های خودتان را کوچکتر می‌کند. بنابراین در دل طوفان بحران، دست‌های یاری‌گر دوستان و نزدیکان را بگیرید و اگر می‌توانید دست دیگری را هم بگیرید؛ با هم بودن، دلگرم شدن و دلگرم کردن بهترین مرهم برای اضطراب است.

۷. مدیریت زمان و اولویت‌بندی

احساس می‌کنید کارهای نکرده مثل کوهی روی سرتان آوار شده‌اند؟ در شرایط بحرانی بسیار پیش می‌آید که تکالیف و مسئولیت‌ها انباشته شوند و فرد دچار آشفتگی و سردرگمی گردد. در این مواقع، مدیریت زمان مانند چراغی در تاریکی عمل می‌کند. به جای اینکه در ذهن خود حجم عظیم مشکلات را حمل کنید و مدام نگران تمام شدن وقت باشید، یک قلم و کاغذ بردارید و همه کارهای لازم را یادداشت کنید. سپس دست به اولویت‌بندی بزنید: کدام یک از این موارد فوری‌تر و حیاتی‌تر است؟ کدام را می‌توان به بعد موکول کرد؟ وقتی وظایف بزرگ را به گام‌های کوچک‌تر و مشخص‌تر تقسیم کنید، آن حس فلج‌کنندهٔ «نمی‌دانم از کجا شروع کنم» تا حد زیادی از بین می‌رود. برای مثال، به جای یادداشت «حل مشکلات مالی» که مفهومی کلی است، بنویسید «تماس با بانک برای تنظیم وام» یا «تهیه فهرست مخارج این ماه». با این کار هر بار که یکی از این گام‌های کوچک را انجام می‌دهید، یک موفقیت ملموس کسب کرده‌اید و همین به شما انگیزه و حس کنترل بیشتری می‌دهد. برنامه‌ریزی واقع‌بینانه نیز بسیار مهم است؛ ممکن است در حالت استرس تمایل داشته باشیم برای جبران عقب‌ماندگی‌ها بیش از حد به خودمان فشار بیاوریم، اما این رویکرد نتیجه معکوس دارد. به جای اینکه ۱۰ کار را نصفه‌نیمه انجام دهید و خسته‌تر شوید، انرژی و تمرکز خود را صرف ۲-۳ کار اولویت‌دار کنید و پس از اتمام آنها به سراغ موارد بعدی بروید. ابزارهای مدیریت زمان مثل چک‌لیست‌های روزانه، اپلیکیشن‌های یادآور یا یک پلنر کاغذی می‌توانند به سازماندهی ذهن شما کمک کنند. زمانی که برنامه و اولویت‌ها شفاف باشند، استرس ناشی از بلاتکلیفی کاهش می‌یابد و احساس کنترل بر اوضاع دوباره به سراغ‌تان می‌آید. در یک کلام، با مدیریت زمان شما به جای صرفاً واکنش نشان دادن به بحران، فعالانه برای حل‌وفصل آن گام برمی‌دارید که این خود اعتمادبه‌نفس و آرامش خاطر شما را افزایش می‌دهد.

۸. پذیرش واقعیت و انعطاف‌پذیری ذهنی

یکی از سخت‌ترین اما موثرترین راهکارهای روانی در مواجهه با بحران‌ها، پذیرش شرایط موجود است. شاید در نگاه اول پذیرش به معنای تسلیم شدن یا انفعال به نظر برسد، اما در حقیقت اولین گام برای حرکت به جلو است. زمانی که بحرانی رخ می‌دهد (خواه از دست دادن شغل باشد یا یک سانحه طبیعی)، طبیعی است که احساسات منفی شدیدی مثل خشم، اندوه یا حتی انکار را تجربه کنیم. با این حال، توقف طولانی در مرحله انکار یا مجادله با واقعیت صرفاً استرس را تشدید می‌کند. باید بپذیریم که «اتفاقی که نباید می‌افتاد، افتاده است» و اکنون هنر ما در سازگاری و یافتن راه چاره است. پذیرش واقعیت‌های تلخ به شما کمک می‌کند انرژی روانی خود را به جای صرف گلایه و چراها، صرف چگونه‌های پیش‌رو کنید. این همان جایی است که انعطاف‌پذیری ذهنی شکل می‌گیرد؛ یعنی توانایی تطبیق دادن خود با شرایط جدید و تغییر برنامه‌ها بر اساس واقعیت تازه. به یاد داشته باشید که پذیرش به معنای دوست داشتن وضعیت موجود نیست، بلکه به رسمیت شناختن آن است. دیوید آلن، نویسنده و متخصص بهره‌وری، می‌گوید: «صبر همان پذیرش آرام این واقعیت است که امور می‌توانند در نظمی متفاوت از آنچه ما تصور می‌کنیم رخ دهند». این جمله به زیبایی مفهوم پذیرش و صبوری را پیوند می‌دهد؛ یعنی بپذیریم ممکن است اوضاع طبق خواسته ما پیش نرود، اما ما همچنان می‌توانیم با آرامش و حوصله در آن مسیر جدید حرکت کنیم. انعطاف‌پذیری نیز در امتداد همین نگرش شکل می‌گیرد: هرچه ذهن ما منعطف‌تر باشد و راه‌حل‌های جایگزین را راحت‌تر بپذیرد، فشار کمتری متحمل می‌شویم. به جای اصرار بر یک مسیر واحد، گزینه‌های دیگر را کاوش کنید و خود را با تغییرات همگام سازید. این رویکرد نه تنها استرس را کاهش می‌دهد، بلکه شما را برای مواجهه مؤثرتر با چالش آماده می‌کند. فراموش نکنید، هیچ بحرانی ابدی نیست و شرایط سخت بالاخره می‌گذرند؛ قبول این واقعیت به شما قوت قلب می‌دهد که «شب هرقدر تاریک باشد، باز صبح خواهد شد».

۹. استراحت کافی و خواب شبانه منظم

بحران‌ها اغلب با بی‌خوابی‌ها و آشفتگی در برنامه خواب همراه هستند. احتمالاً تجربه کرده‌اید که وقتی نگرانی شدیدی دارید، شب‌ها مدام در ذهن خود سناریوهای منفی را تکرار می‌کنید و خوابتان نمی‌برد. خواب اما دقیقا همان چیزی است که بدن و ذهن شما برای بازیابی آرامش به آن نیاز دارند. هرچند دشوار باشد، تلاش کنید در دوران بحران تا حد ممکن روال خواب منظم خود را حفظ کنید. رفتن به رختخواب در ساعت معین و بیدار شدن منظم، حتی اگر خواب عمیق کاملی نداشته باشید، به تنظیم ساعت زیستی بدن کمک می‌کند. برای بهبود کیفیت خواب شبانه، قبل از خواب سعی کنید محیط آرامی برای خود فراهم کنید: از تماشای اخبار استرس‌زا یا چک کردن شبکه‌های اجتماعی درست قبل از خواب پرهیز کنید، تلفن همراه و لپ‌تاپ را کنار بگذارید و شاید با خواندن چند صفحه کتاب یا گوش دادن به موسیقی ملایم ذهن خود را آماده خواب کنید. تکنیک‌های تنفس عمیق یا مدیتیشن که پیش‌تر ذکر شد، هنگام خوابیدن نیز کاربرد دارند؛ چند نفس عمیق در تخت بکشید و هرگونه تنش را از اعضای بدنتان رها کنید. اگر افکار مزاحم رهایتان نمی‌کنند، کنار تخت خود یک دفترچه داشته باشید و هرچه در ذهنتان می‌گذرد روی کاغذ بیاورید تا ذهن سبک شود. چرت کوتاه در طول روز نیز می‌تواند مفید باشد؛ مثلا اگر شب گذشته بسیار کم خوابیده‌اید و امکانش را دارید، ۲۰ دقیقه چرت بزنید تا کمی تجدید قوا کنید (فقط مراقب باشید خواب روزانه طولانی نشود که در شب دوباره بی‌خوابی ایجاد کند). به یاد داشته باشید خواب کافی همانند شارژ کردن باتری ذهن است؛ کمبود خواب شما را بدخلق، پراسترس و کم‌انرژی می‌کند و مدیریت بحران را دشوارتر می‌سازد. پس خواب و استراحت را بخشی از برنامه مقابله با استرس خود بدانید و به آن اولویت دهید – حتی قهرمانان هم برای نبردهای سخت نیاز به تجدید قوا دارند.

۱۰. نوشتن و هنر به عنوان آرام‌بخش

گاهی بهترین راه تخلیه استرس، بیان احساسات و افکار به شکلی خلاقانه است. بسیاری از افراد هنگام فشار روحی به نوشتن روی می‌آورند؛ نوشتن یک دفتر خاطرات روزانه، ثبت احساساتی که در لحظه بحران دارند یا حتی نوشتن نامه‌ای که هرگز ارسال نخواهد شد، همه و همه راه‌هایی برای بیرون ریختن تنش‌های درونی روی کاغذ هستند. تحقیقات نشان داده‌اند که ژورنال‌نویسی یا همان نوشتن روزانه درباره افکار و احساسات، می‌تواند به افراد کمک کند احساساتشان را پردازش کرده و هورمون‌های استرس را تنظیم کنند و در نتیجه اضطرابشان را کاهش دهد. وقتی قلم روی کاغذ حرکت می‌کند، گویی ذهن شروع به نظم دادن به آشفتگی‌هایش می‌کند و بار سنگین نگرانی کم‌کم سبک‌تر می‌شود. مهم نیست نوشته‌های شما چقدر طولانی یا ادبی باشند؛ قرار نیست کسی آن‌ها را بخواند یا قضاوت کند. هدف آن است که استرس و افکار منفی را از درون ذهن به دنیای بیرون منتقل کنید و روی کاغذ بریزید، درست مانند تخلیه بخار از دیگ جوشان. برای برخی افراد، نقاشی کشیدن یا رنگ‌آمیزی نیز تاثیر مشابهی دارد. رنگ‌آمیزی طرح‌های آماده (مانند ماندالاها یا کتاب‌های رنگ‌آمیزی بزرگسالان) به ذهن کمک می‌کند روی کاری خلاقانه و لذت‌بخش متمرکز شود و از افکار تنش‌زا فاصله بگیرد. حتی نواختن یک ساز یا گوش دادن فعال به موسیقی و کشیدن طرح‌های انتزاعی بر اساس آن می‌تواند آرامش‌بخش باشد. در این میان، داشتن ابزارهای مناسب هم می‌تواند انگیزه بیشتری برای ادامه این فعالیت‌ها بدهد؛ مثلاً انتخاب یک دفترچه زیبا یا دفتر خاطرات باکیفیت از فروشگاه نوشت‌افزار آرنا تحریر می‌تواند نوشتن روزانه را به کاری دلپذیر و تسکین‌دهنده تبدیل کند. همچنین تهیه مدادرنگی‌ها یا قلم‌موهایی که دوستشان دارید، شما را ترغیب می‌کند هر زمان دلگیر شدید مشغول به طراحی یا رنگ‌آمیزی شوید و ذهن‌آشفته خود را آرام کنید. در واقع هنر و خلاقیت زبان دوم احساسات ما هستند؛ زمانی که کلمات توان بیان اضطراب را ندارند، یک طرح ساده یا چند خط نوشته بی‌تکلف می‌تواند آنچه در دل داریم بیرون بکشد و مثل آیینه‌ای روبه‌رویمان بگذارد. با تکرار این فعالیت‌ها، متوجه خواهید شد که صفحه‌های سپید دفتر یا بوم نقاشی، دوست و سنگ‌صبور شما در روزهای سخت خواهند بود.

تمرین آرامش در دل طوفان

شرایط بحرانی آزمونی دشوار برای توانایی‌های روانی هر فرد است. تکنیک‌هایی که در اینجا معرفی شد مانند جعبه‌ابزار آرامش شما هستند؛ ابزاری متنوع برای موقعیت‌ها و نیازهای مختلف. البته که هیچ‌کس از پیش با همه این مهارت‌ها متولد نمی‌شود، اما خبر خوب این است که همگی قابل یادگیری و تمرین هستند. پیشنهاد می‌کنیم این روش‌ها را نه فقط در دل بحران، بلکه از همین امروز در مقیاس کوچک‌تر تمرین کنید تا عضلات روانی شما تقویت شوند و هنگام رویارویی با بحران واقعی به صورت خودکار به یاری‌تان بیایند. به خاطر داشته باشید مدیریت استرس یک فرآیند پیوسته است و نیازمند صبوری و ممارست. ممکن است در یک موقعیت بحرانی لازم باشد از چندین تکنیک به‌صورت ترکیبی استفاده کنید؛ مثلا همزمان که با چند نفس عمیق خود را آرام می‌کنید (تکنیک ۱)، افکار منفی را هم بازسازی کنید (تکنیک ۳) و سپس با یک دوست صحبت کنید (تکنیک ۶). هر کس بسته به ویژگی‌های فردی خود می‌تواند ترکیب بهینه‌ای از این روش‌ها را بیابد. اگر با وجود به‌کارگیری این راهکارها باز هم احساس کردید استرس از کنترل‌تان خارج می‌شود و زندگی روزمره‌تان را مختل کرده است، درخواست کمک تخصصی هیچ ایرادی ندارد؛ روانشناسان و مشاوران می‌توانند در چنین مواقعی به شما ابزارها و حمایت‌های حرفه‌ای لازم را ارائه دهند . در نهایت، آنچه اهمیت دارد حفظ سلامت روان و جسم در برابر طوفان حوادث است. با تمرین این مهارت‌ها و بهره‌گیری از حمایت اطرافیان، حتی در بحرانی‌ترین شرایط نیز می‌توان آرامشی نسبی یافت و مسیر پیش رو را با گام‌هایی هرچند محتاط اما امیدوار ادامه داد. به قول یک ضرب‌المثل قدیمی، «آرامش نیمی از پیروزی است» – پس نیمه پیروزی خود را با همین تلاش‌های کوچک اما مستمر برای آرام ماندن، رقم بزنید.

چه امتیازی به این صفحه می‌دهید؟

میانگین امتیازات 4.9 / 5. تعداد ثبت شده: 11

تا به حال امتیازی ثبت نشده است! اولین نفر شما باشید.

از این که این صفحه مورد پسند شما نبود متاسفیم.

در بهبود کیفیت خدمات همراه ما باشید!

چطور می‌توانیم این مطلب را بهتر کنیم؟

ارسال دیدگاه

پست های مرتبط